کاغذ کاهی
گاهي فكر مي كردم چرا اينطوريه تا امروز كه خودم رفتم دكتر و وقتي نسخه را بردم داروخانه تا داروها را بگيرم با كمال تعجب ديدم مبلغ نسخه كه فقط چند تا قرص و آمپول بود شد 177 هزار تومن. اولش شوكه شدم. خدا را شكر كه كارت همرام بود. بعد كه به جاريم زنگ زدم ( همون كه پرستاره) و قضيه را گفتم بهم گفت: نگران نباش داره داروها را قوي مي كنه. با دز بالا. پيش خودم اميدوار شدم كه خوب حتما دكتر فهميده من چشمه و واسه همين بايد خوشحال باشم. خيلي كسل بود و اين باعث شد تا اومدم خونه خوابيدم. وقتي بيدار شدم بازم به فكر فرو رفتم. يعني اينكه مبلغ دارو هاي من اين قدر زياد شده دليل بر اين مي شه كه من بايد خوشحال باشم؟؟؟ نمي دونم خيلي گيج شدم. مدتيه سر دردهاي شديدي دارم. گاهي شب ها اصلا نمي تونم بخوابم. احساس رخوت عجيبي توي بدنم مي كنم. دكترم امروز گفت مي تونه عصبي باشه. بهم استراحت مطلق داد. نمي دونم بايد خوشحال باشم يا اينكه فكر كنم فقط دارم وقت را تلف مي كنم تا حاليم نشه كه اوضاعم بد تر از اونيه كه فكر مي كردم. ............. شنبه ظهر رفتم پيش مادربزرگم. يك طرف سرش به شدت كبود شده بود و دست راستش زخمي... پاي راستش كبود و دنده هاش آسيب ديده بود. جمعه كه فهميدم تصادف كرده خيلي شوكه شدم و يه دفعه يادم افتاد كه چقدر دوستش دارم و تحمل يك لحظه ناراحتيش را ندارم. صبح 5 شنبه خاله ام مي خواسته مادربزرگم را ببره آزماشگاه واسه آزمايش هايي كه پسر خاله ام براي ورم پاهاش نوشته بوده... ساعت 5/5 صبح يه آمبولانس با سرعت زياد و بدون خط ترمز مي زنه پشت ماشين خاله ام و مادربزرگم با ستون در برخورد مي كنه. تا شب راننده ي آمبولانس مثل موش دنبال خاله و شوهر خاله ام بوده تا هر كاري كه مي تونه واسشون انجام بده و ساعت 11 شب افسر كروكي مي گه كه آمبولانس مقصر نيست حتي با اينكه از عقب زده و خط ترمز هم نداشته و مريضي هم توي ماشين نداشته و خاله ي من مقصره. يه دفعه راننده ي آمبولانس شير ميشه و بعدش هم كه ديگه معلومه. بگذريم. اينم از قانون و قانون مداري توي كشور ما. اگه مادربزرگ من خداي نكرده بلايي سرش مي آمد كي مي خواست جواب از اين آقاي خواب پشت فرمون ماشين دولت بگيره؟
| Design By : Night Skin |


