کاغذ کاهی
نمی دونم این روزا چند بار آدمایی را دیدید که دستاشون پر هست از انواع پاکت و پلاستیک مارک دار و باز با همه ی اینا دارن می رن به یه مغازه ی دیگه که یه چیز دیگه بخرند و چند بار هم آدمایی را دیدید که هی دست بچه هاشونو می گیرن و از این مغازه به اون مغازه سرک می کشند تا حراجی پیدا کنند و جنس ارزونی را ببینند و بخرند. و چند بار آدمایی را دیدید که فقط با حسرت رد شدند و حرکت بقیه را دیدند؟ نمی دونم این تصاویر برای شما هم آشناست یا نه؟ اصلا نمی دونم این تصاویر عادیه یا نه؟ یادمه وقتی بچه بودم نزدیک عید که می شد دیگه بابا ما را بیرون نمی برد. ما همه ی خرید هامون را تا اواسط بهمن ماه می کردیم چون بابا اعتقاد داشت دم عید فقط بازار بنجل فروشی به راه هست و قیمت ها سرسام آور. من اون وقتا معنی این حرفا را نمی فهمیدم اما حالا خوب می فهمم که وقتی یه مانتو که سر تا پاش 7000 تومن خرج دوخت و پارچه ( در سری دوزای ها) برنداشته را یه دفعه اتکت می زنن 70-80 تومن یعنی چی؟ البته امسال بر خلاف سالهای پیش من تقریبا تمام مایحتاجم را خریدم اما دیروز عشقی با دو تا از جاری های محترم رفتم بازار. اونا می خواستن واسه دختراشون خرید کنند. توی شیراز مراکز خرید زیادی هست اما بازار وکیل یکی از بازارهایی هست که مخصوص قشر هم پر درامد و هم کم درامد هست و توش همه جور جنسی با همه نوع قیمتی پیدا می شه و چون یه بازار توریستی هم هست پس یه جاهاییش هم دیگه واویلاست. دیشب یه جورایی از اینکه هنوز مسولیت بچه گردنم نیست خوشحال شدم. بچه ها را نمی تونی قانع کنی که فلان جنس خوب نیست یا با قیمتش تناسبی نداره. وقتی چیزی خواستند باید بهشون بگی چشم و بدی دستشون. مخصوصا وقتی دختر باشن و چند تا باشن و نتونی برای یکی بخری و واسه یکی دیگه نخری. من زیاد عادت به گشتن توی خرید ندارم و معمولا می دونم چی می خوام و از کجا باید تهیه کنم اما آدم وقتی بچه دار باشه نمی تونه اینطوری راحت خرید کنه. نمی دونم چقدر این حرفا را می تونید تصور کنید؟ اما من دیشب خیلی از جاها نگاه های شاد را دیدم و خیلی از جاها هم نگاه های حسرت آلود. عیدای بچگیای من خیلی قشنگ تر از حالا بود. خیلی دیدنی تر و دوست داشتنی تر حتی اون وقتایی که یه دویست تومنی یا حداکثر یه 500 تومنی عیدی دایی بود و من نهایتش توی یه عید 5000 تومن عیدی گیرم می آمد. حالا عیدی ها 5000 به بالاست و بالای 100 هزار عیدی گیر بچه ها می آد اما اونا نمی تونن به اندازه ی ما توی بچگی هامون از عید و سفره هفت سین و تعطیلات و دیدو بازدید لذت ببرن. یاد اون وقتا به خیر
| Design By : Night Skin |


