تبليغاتX
کاغذ کاهی - آشفته...


کاغذ کاهی

از وبلاگ ادی  کافه خط خطی( ورژن یک)

هیس 


آرام گوش ات را به من بده

آرام می خواهم به تو چیزی بگویم

به تو می گویم

چه بر سر انسان آمده است

.

.

.

.

..

جواب این بندهی حقیر به ادی عزیز:

آرام باش....
نیازی نیست تمام مصیبت های دنیا را به گوش دیگران برسانی.
هنوز آدم هایی هستند که گمان می کنند زندگی زیباست.
دنیا سرشار از محبت است
و انسان ها مخلوقات برتر خداوندند.
چگونه می خواهی به انها بگویی اشتباه فکر می کنند؟
چگونه می خواهی به آنها بگویی وقتی جایی از این دنیا دارند جشن می گیرند که سیاه و سفید برابر شدند جایی دیگر دختران 7 ساله ای را ختنه می کنند و ادعا دارند این کار روح آنها را پاکیزه از هر گونه گناهی می کند.
باور کردنش سخت است.
چگونه می خواهی به آنها بگویی وقتی در گوشه ای از این کره ی خاکی کسانی به دنبال کشف گذشته ها هستند گوشه ای دیگر هیچ دریچه ای به آبنده ندارد؟
خدایا چه بر سر انسانها آمده؟
چه بر سر اشرف مخلوقاتت آمده؟
تو چرا خاموشی؟
و ما چرا اینقدر درمانده زجه می زنیم
بی آنکه بدانیم چرا زندگی را اینگونه تباه کردیم.
هیس.....
آرام تر حرف بزن.
خواب این آشفتگان را آشفته تر نکن.
بگذار در این خواب بمانند شاید کمتر درد را حس کنند.

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:13 توسط غزل| |


Design By : Night Skin