از امروز شروع کردم به نقاشی کشیدن. بعد از 20 سال.. حس خوبی بهم داد. می خوام ادامه بدم. 

زهره جونم ممنونم که وسایل نقاشیتو بهم دادی.

 

[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 9:29 ] [ غزل ] [ ]
ما ایرانی ها

ما مردمي هستيم كه يك شبه عاشق مي شيم يك ساعته فارغ. مردمي هستيم كه وقتي مي خواهيم يكي را تا اوج بالا ميبرسم بعد از اون بالا پرتش مي كنيم پايين. مردمي هستيم كه وقتي از چيزي يا كسي خوشمون مي اد تحمل كوچكترين انتقادي را ازش نداريم اما اگر از همون چيز يا شحص ناراحت بشيم خودمون بيشتر از بقيه خوردش مي كنيم.مردمي هستيم كه نه عشقمون عشقه نه نفرتمون نفرت و واسه هيچ كدومش هم دليلي جز قضاوت خودمون نداريم. مردمي هستيم كه بيزار از قضاوت شدنيم اما هممون به كل درس قضاوت خونديم. مردمي هستيم كه بيزار از تبعيض هستيم اما خودمون به شدت نژادپرستيم. مردمي هستيم كه ارزشهاي خودمون را ارزش هاي همه مي دونيم و ارزش هاي ديگران را پشم هم حساب نمي كنيم. مردمي هستيم كه توي يك ساعت هزاران ارزو مي بافيم و توي يك لحظه گند مي زنيم به تمامشون. 
ما مردمي هستيم كه حقمون را با ناحق كردن حق ديگران طلب مي كنيم.
مردمي هستيم كه تمام عمرمون يك كاري را انجام نمي ديم اما در مورد اون كار نظريه هاي علمي مستحكمي ميديم.
مردمي هستيم كه همگي داوريم. همگي سياستمداريم. همگي بازيگر سينما. همگي بازيكن فوتبال . همگي خواننده. همگي دكتر و همگي خدا.
بهشت و جهنم مي سازيم با حرفامون.
ما مردمي هشتيم كه دم از عشق مي زنيم اما عاشقي برامون يه بازيه.
مردمي هشتيم كه توي مجردي به دنبال متاهلي و توي متاهلي به دنبال مجردي هستيم.
در كل فكر نمي كنم روي اين كره ي خاكي ادمهايي خاص تر و پيچيده تر از ما وجود داشته باشه.

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 10:19 ] [ غزل ] [ ]
دفاعیه
یه جس عجیبی را این روزها تجربه کردم. 

فکر کن یعد از 7-8  سال چشماتو ببندی و صداهای واضح کسایی را بشنوی که عمیقا ازشون متنفری. 

چه حسی پیدا می کنی؟

حال بد می شه؟  تعجب می کنی؟ می خوای داد بزنی؟ ته دلت یه چیزی فیلی ویلی می ره که پاشی زنگ بزنی بهشون و هر چی از دهنت می اد بیرون بارشون کنی؟ یا در نهایت باهاشون کنار می ایی و حلشون می کنی واسه خودت؟

الان من اینطوریم.

یه قاشق برداشتم دارم هم می زنم تا حل بشن.

شاید خیلی تلخ باشه اما اگر حل بشه خیلی بهتر از اینه که واسه همیشه بمونه و یه جایی از ذهنم را به خودش اختصاص بده.

از همایون ممنون. 

اگر تششع دفاعیه اون نبود من هت=نوز شبها خواب اونا را می دیدم.

الان خواب هام تغییر جنسیت دادن.

از ادم ها ذوم  شده روی حشرات.

فعلا با عقرب درگیرم.

همایون می گه به خوابهای بد توجه نکن.

منم توجه نمی کنم.

 

 

 

[ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 ] [ 9:9 ] [ غزل ] [ ]
چقدر دلم برات تنگه
ادم وقتی یکی را داره که باهاش می تونه از ریز ترین احساساتش حرف بزنه چقدر خوبه. وقتی یکی باشه که با نگاهت طرز حرف زدنت کلمه هات بتونه بفهمه منظورت چیه انگار خودته انگار یکی دیگه نیست و تو برای من اینطوری بودی نیلو. وقتی فکر می کنم چه طور می شه که یکی را جایگزینت کنم می بینم اصلا امکانش نیست چه طور یکی را پیدا کنم که بتونه منو همون طوری که تو می دیدی ببینه.

یادمه وقتی راجع به دیگران باهات حرف می زدم جتی وقتی مادرت پدرت خواهرات رئیست بودند تو حرفای منو که می شنیدی می گفتی درسته. نمی دونم تو منو درست می دیدی یا من واقعا درست می گفتم..... به هر حال من همیشه فکر می کردم تو حرفای منو قبول داری. این بهم اعتماد به نفس می داد که بتونم باهات حرف بزنم.

اما الان دیگه اینطوری نیستم احساس می کنم نمی تونم راجع به هیچ کس حرف بزنم. قضاوتم می کنند به اینکه قضاوت ناعادلانه دارم.

نمی دونم چرا چیزایی را که من می بینم اونا نمی بینن اما تو می دیدی.

شاید چون تو هم خود من بودی و اونا خود من نیستند.

چرا سعی کردم احساس کنم که می تونن خود من باشن؟ 

یادم رفته بود که تو تکرار نشدینی هستی؟؟؟؟ خوب امروز یادم انداختند که تو یه دونه ای و من اگر هزار سال دیگه هم بگردم مثل تو کسی را پیدا نمی کنم که بتونم براش از ریز ریز احساساتم و افکارم بگم .

گاهی فکر می کنم اینجا را هم که بخونی می تونی بفهمی چرا اینا را نوشتم. انگار که خودت نوشته باشیشون.

خیلی دلم تنگه نیلو. خیلی ..... اونقدر که دلم می خواست دو تا بال داشتم و همین الان می امدم پیشت و سرمو می ذاشتم روی شونه هات و های های گریه می کردم.

من جز تو هیچ کسی را ندارم که بتونم باهاش سلول به سلول احساساتمو عنوان کنم.

چرا الان نیستی؟ چرا پیشم نیستی؟

اگر تو اینجا بودی هیچکسی هیچ کسی دیگه نبود. فقط من بودم و تو و یه دنیا شادی.

نیلو خیلی خسته ام از تنهایی. از اینکه هر روز منتظر باشم و هیچ کس بهم زنگ نزنه بگه کجایی گلم کجایی عزیزم کجایی خانوم؟؟؟؟ از اینکه هیچ کس بهم نگه بیا بریم بگردیم. بیا بریم رستوران. از اینکه هیچ کس نباشه که بفلم کنه و توی بغلم گریه کنه و دستمو بگیره و باهام بخنده.

از اینکه کسی نباشه که توی خیابون زیر بارون باهام قدم بزنه .

از اینکه کسی نباشه که وقت و بی وقت بهم اس ام اس بده و زنگ بزنه و هی وسط حرفاش صداش کنن و هی منو الاف کنه.

از اینکه کسی نباشه باهام قهر کنه و من هی منتظر باشم که با هم آشتی کنیم.

نیلو دلتنگتم. و هیچ چیزی نمی تونه اینو کم کنه.

اگر می دونستم با امدنم اینجا اینقدر تنها می شم ...... 

خواهرم که نیست برادرم که نیست پدرم که نیست...... تو هم که نیستی من هم نیستم.

[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 6:18 ] [ غزل ] [ ]
کمی از حال ما
سلام دوستام عزیزم. از اینکه این مدت به من لطف داشتید و با پیغام های محبت امیزتون منو شاد کردید ممنونم.

خیلی اتفاقات افتاده که نمی دونم از کدومشون براتون بگم.

گیتا هنوز دی کر می رع و زبانش خیلی خیلی راه افتاده شعر می خونه و با انگلیسی زبان ها انگلیسی حرف می زنه و کاملا حرفاشون را می فهمه.

چند روز پیش به من گفت مامان تعارف یعنی چی؟ 

گفتم: یعنی مثلا تو یه چیزی نخوای برداری بخوری من هی بهت بگم بردار بردار.

نگاهی به من کرد و گفت: مامان خوب من بر می دارم تعارف نکن.

منو می گید مرده بودم از خنده .

اینجا روزای شنبه و یک شنبه همه ملت برنامه دارن برای تفریج.

ما یک شنبه ها بیشتر می ریم بیرون چون شنبه ها کار داریم.

هر هفته هم یک جایی می ریم.

خداییش اینقدر جاهای دیدنی اینجا هست که گاهی نمی دونیم کدومشو انتخاب کنیم.

یه گروه هستیم که مغمولا با هم می ریم و خیلی هم بهمون خوش می گذره.

یادتونه مژده را ؟ مژده الان بارداره و بچش هم دختره.

راستی نیوشا هم آمد . خدا را شکر که خونه هم گیرشون امد و الان تقریبا مستقر شدن.

یه دوست دیگه درم به نام زهره. خیلی منو یاد نیلوفر می اندازه.

البته داره می ره ملبورن و من خیلی به خاطر این موضوع ناراحتم.

گاهی شبا خواب نیلوفر را می بینم.

خیلی دلتنگشم.

خواهرم رفته شیراز و الان بیشتر می بینمش توی اسکایپ.

خیلی دلم براش تنگ شده و می ترسم قبل اینکه من برم ایران ببینمش اون رفته باشه و من نتونم تا مدتها ببینمش.

همه چیز خوبه و هوا هم داره سرد می شه.

به زودی با کلی خبر می ام. البته نمی دونم کی اما خوب امیدوارم زودتر باشه.

[ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 ] [ 6:2 ] [ غزل ] [ ]
گاهی هم دلت می خواهد گریه کنی
خیلی دلم تنگه . نیلوفر بهترین دوستم رفیق گرمابه و گلستانم. همدم روزهای تنهایی و بی کسی ام بهترین یارم امروز عقد می کنه و من پیشش نیستم. 

ناراحت نیستم که چرا نیستم ناراحتم که چرا باید 11 سال دوست باشیم و این لحظه وقتی اتفاق بیافته که من نیستم .

کاش اینقدر دور نبودم کاش اینقدر دور نبود.

صداش خوشحال بود اما می دونم اونم چقدر دوست داشت من باشم واسه همین بابام ... خانم فولادی... طاهره و محسن را دعوت کرده .

دعوت کرده تا تمام کسایی که با من و اون خاطره ی مشترک داشتن توی عقدش جای منو براش پر کنند.

واسه اون شاید پر بشه اما واسه من چی؟

من که این طرف دنیا بدون یه دوست یه همدم یه رفیق  حسرت بهترین لحظه های دوستم را دارم که کنارش نیستم تا براش خوشحالی کنم.؟؟؟؟

برای من چی؟

من باید چه کنم؟

چه قدر دلم تنگه.

دلم گریه می خواد.

شاید خیلی ها نتونن حس منو درک کنند. فقط کسی می تونه درک کنه که یکی مثل نیلوفر داشته باشه.

کسی که این دوستی را تجریه کرده باشه

[ پنجشنبه هفتم فروردین 1393 ] [ 13:8 ] [ غزل ] [ ]
آخرین پست سال 92

دعا نمی کنم برای سال نو . توی تمام سالهای گذشته گفتم دعا کنید و دعا کردم که زندگی بهتر بشه. دنیا بدون کینه باشه بدون خون بدون قهر بدون ظلم. اما نشد . هر سال بد تر شد و بهتر نشد.
نمی دونم شاید بلد نبودم دعا کنم. شاید خدایی که باید دعای منو اجابت می کرد زبون منو بلد نبود.
شاید من باید یه چیزی می دادم تا یه چیزی بگیرم.
اما امسال فقط ارزو می کنم. دعا نمی کنم ارزو می کنم. اگر براورده نشه خوب می گم حتماقسمت نبوده این خیلی بهتر از اونه که بگم خدا صدای منو نشنیده.
چون خدا باید همه جا باشه. باید بشنوه باید ببینه. 
پس من دعا نمی کنم.
ارزو می کنم قسمت من اندازه ی خودم باشه. درد من اندازه ی توان تحملم. درد مردم وطنم اندازه ی تحمل خودشون باشه.
ارزو می کنم اگر قراره شادی نباشه حداقل غصه هم رشدش نجومی نشه.
ارزو می کنم اگر قرار نیست خوشبخت باشیم حداقل بدبخت تر از اینم نشیم.
ارزو می کنم اون فرشته هایی که ارزو های ما را می خونن حداقل یکی دو روز برن به بابانوئل سر بزنن ببینن اون چه طوری ارزو های مردم سرزمین کفر را براورده می کنه. اصلا شاید بتونن گوزن بابانوئل را قرض بگیرن برای مردم کشور من سبد کالا عیدی ببرن.
سال خوبی ارزو می کنم اما نمی دانم معیار خوب بودن را چه بگیرم. شاید باید بگویم سال بدی نباشد مثل این سالهای گذشته نباشد.

........................

سال نو پیشاپیش مبارک

[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 4:34 ] [ غزل ] [ ]
کمی از این ور دنیا
زندگی اینجا خیلی با ایران متفاوته. نمی خوام هی در باغ سبز نشون بدم اما واقعا متفاوته. دیروز عصر محمد با اپلیکیشن گوشیش یه پارک جدید باز پیدا کرد و ما را برد اونجا. خیلی جای قشنگی بود. تقریبا توی حوالی خونه ی ما حدود 30 تا پارک وجود داره یزرگ و کوچیک . پارکی که دیرزو رفتیم زمین تنیس داشت. یه مین بازی شبیه بازی بولینگ داشت. دو تا زمین فوتبال. یه زمین بازی برای بچه ها یه زمین بازی برای سگ ها. یک باربکیو و چند تا صندلی و میز برای نشستن و غذا خوردن. 

بعدش که برگشتیم خونه مژده زنگ زد که ما داریم می ریم شهر برای جشنواره ی فرینج . ما هم گفتیم بریم .لباس پوشیدیم و رفتیم دنبال زهره و حوالی محل مورد نظر یه جا پارک کردیم و راه افتادیم به سمت محل.

شب تعطیل بود و شهر به شدت شلوف و مهیح. همه جا پر بود از آدم های جور واجور. جونهای شاد و شیطون. آدمای مسن و میانسال و چون جشنواره هم بود ادمای بچه دار .

یه شهر بازی خیلی جالب . آدلاید شهر بازی نداره سالی یکی دو بار وسایل بازی را می ارن و سر پا می کنند و بعد از مدتی هم جمع می کنند  و می برند.

دیشب من و زهره سوار یکی از ترسناک تریم بازی هاش شدیم که واقعا به من خیلی لذت داد.

گیتا هم با زهره سوار ماشین سواری شد.

قبل از ساعت 11:30 مامورای امنیتی به تمام خانواده های بچه دار تذکر می دادند که بعد از ساعت 11:30 نباید افراد زیر 18 سال توی محوطه باشند.

البته ما یه کم بیشتر موندیم اما بعد دیدیم که برای ورود از جوونها کارت هویت می خواستند و اجازه ورود افراد زیر 18 سال را نمی دادند. چرا؟

چون بعد از ساعت 11:30 شب دیگه افراد مست اونجا زیاد بودند و قوانین حکم می کرد که بچه ها توی اون ساعت بین افراد مست نباشند.


[ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 ] [ 7:41 ] [ غزل ] [ ]
راستش کلی چیر نوشته بودم که یک دفعه همش پاک شد. واقعا حال  دوباره نوشتن ندارم.

فقط بگم همه چیر خوبه به طودی با کلی خبر می ام

[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 5:3 ] [ غزل ] [ ]
دلم واسه خواهرم تنگ شده.... واسه اون وقتایی که ساعت ها پشت تلفن باهاش حرف می زدم و کلی حرف واسه گفتن داشتیم.

واسه وقتایی که شب تا دیر وقت توی اتاق کنار هم حرف می زدیم .

دلم خیلی واسه خواهرم تنگ شده

[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 12:40 ] [ غزل ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه